مشکپوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشکپوش . [ م ُ / م ِ ] (ن مف مرکب ) پوشیده از مشک . خوشبوی . معطر : بنفشه دگرباره شد مشکپوش سر نرگس آمد ز مستی به جوش . خاقانی . ◄ کنایه است از موی رخسار مرد : یکی کودک نورسید است زوش هنوزش نگشته ست گل مشکپوش . اسدی (گرشاسب نامه چ یغمایی ص ٨٢).