مشکین جعد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشکین جعد.[ م ُ / م ِ ج َ ] (ص مرکب ) سیاه گیسوی . که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد : چو مشکین جعد شب را شانه کردند چراغ روز را دیوانه کردند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشکین جعد.[ م ُ / م ِ ج َ ] (ص مرکب ) سیاه گیسوی . که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد : چو مشکین جعد شب را شانه کردند چراغ روز را دیوانه کردند. نظامی .