مشیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشیة. [ م َ شی ی َ ] (ع اِ) اراده ٔ خداوند تبارک و تعالی . الحدیث، قال الرضا علیه السلام : الابداع و الارادة و المشیة، اسماء ثلثة و معناها واحد. (ناظم الاطباء). - بمشیةاﷲ، بمشیئةاﷲ ؛ به خواست خدای تبارک و تعالی : اکنون آن شرط نگاه دارم بمشیةاﷲ و عونه . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٨٩). هر باری که خیلتاش را بباید داد بدهد تا به موقع رضا باشد بمشیة اﷲ و عونه و السلام . (تاریخ بیهقی ایضاً ص ١١٨). اکنون به سر تاریخ بازشویم بمشیة اﷲ و عونه . (تاریخ بیهقی ایضاً ص ٣٤١). رجوع به مشیت و مشیئة و ترکیب مشیئةاﷲ شود.
مشیة.[ م َش ْ ی َ ] (ع اِ) یکمرتبه رفتن . (ناظم الاطباء).
مشیة. [ م ِش ْ ی َ ] (ع ص ) رفتار و نوعی از رفتار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوع رفتن و هیئت رفتن ورفتار. (ناظم الاطباء). نوعی رفتار. یقال : «مشی مشیةسریعة»، و آن خوبی رفتار است . (از اقرب الموارد).