مصلحات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصلحات . [ م ُ ل ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مصلحة. داروها که زیان داروی دیگر دفع کنند : چنانکه مداوی حاذق در دفع امراض مذمومه محموده در مسهلات به کار دارد و باز آن را مصلحات واجب داند. (تاریخ جهانگشای جوینی ). و رجوع به مُصْلِح شود.