مصلح گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصلح گاه . [ ] (اِخ ) مراد شاید همان جایی باشد که یاقوت آن را مصلحگان می نویسد، و محلی بوده است به ری . (از حواشی راحةالصدور راوندی ص ٣٩٥). احتمال اینکه کلمه مسلخگاه (سلاخ خانه، کشتارگاه ) باشد نیز هست : پس فراهان بسوز و مصلحگاه تا چهارت ثواب گردد شش . ؟ (از راحةالصدور). جواب این کلمات آن است که اولاً علی بن مجاهد به در مصلحگاه بود که او را به پدرش بازخوانند که رازی بود و این علی از ری رفته بود به تعلم و با احمد حنبل به ری آمده بود. (کتاب النقض ص ٣٦٨). در مصلحگاه ری و خراسان و سبزوار این جماعت بی شرع را قوتی نباشد. (النقض ص ١٦٣). همچنین روا بباید داشتن که بوبکر و عمر به قیامت دل بر رافضیان قم، آبه وقاسان و دو مصلحگاه و غیرهم خوش کنند. (کتاب النقض ص ٤٨٢). مناقب خوانان همان خوانند که به دروازه ٔ مهران و مصلحگاه ... (کتاب النقض ص ٤١).