مصلحت آمیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصلحت آمیز. [ م َ ل َ ح َ ] (ن مف مرکب )مطابق صلاح کار. بر وفق مصلحت و مقتضا. آمیخته و توام با صواب و صلاح و خیرخواهی : دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز. (گلستان چ فروغی ص ٢٠). ضرورت است به توبیخ با کسی گفتن که پندمصلحت آمیز کاربندش نیست . سعدی .