مصنوعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
مصنوعی . [ م َ ] (ص نسبی ) صنعتی . عملی . محصول صنعت . آفریده ٔ دست و فکر بشر. مقابل طبیعی و خلقی . ◄ ساختگی . (ناظم الاطباء): دندان مصنوعی، یخ مصنوعی، ابریشم مصنوعی .
مترادف و متضاد واژهدان
تصنعی، غیرواقعی جعلی دروغین، ساختگی (متضاد: حقیقی، واقعی)
واژگان فارسی سره واژهدان
ساخته، ساختگی، دست ساز