مصیقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصیقل . [ م ُ ص َ ق ِ] (ع ص ) روشن کننده و صاف کننده . (غیاث ) (آنندراج ).
مصیقل . [ م ُ ص َ ق َ ] (ع ص ) صیقل شده و جلاداده شده . (ناظم الاطباء). روشن کرده شده و از رنگ و تیرگی پاک کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). صیقلی . جلاداده . صیقلی شده .