مضطر شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبیچاره شدن، درمانده گشتن، ناچار گشتن گرفتار شدن، در تنگنا قرار گرفتن تهیدستشدنمترادفها و واژههای مرتبطبیچاره شدن، درمانده گشتن، ناچار گشتنگرفتار شدن، در تنگنا قرار گرفتنتهیدستشدنواژه قبلی: مضطرواژه بعدی: مضطر گشتن