مضطر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانپریشان، تنگدست، فقیر، تهیدست بیچاره، درمانده دژم ناچار، مجبور، ناگزیرمترادفها و واژههای مرتبطپریشان، تنگدست، فقیر، تهیدستبیچاره، درماندهدژمواژه قبلی: مضروبواژه بعدی: مضطر شدن