مطاولت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ وِ لَ) [ ع. مطاولة ] (مص ل.) درنگ کردن در کاری<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ وِ لَ) [ ع. مطاوله ] (مص ل.) درنگ کردن در کاری
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطاولت . [ م ُ وَ / وِ ل َ ] (از ع، اِمص ) مطاولة : جنگی بپای شد که از آن سخت تر نباشد که خصمان در کار مطاولت افکندند و نیک بکوشیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٤٩٣). چون مسافت میان هر دو لشکر نزدیک شد کافر راه مطاولت در محاربت و مصابرت در مصاولت پیش گرفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٢٠١). سوار و پیاده ٔ ممالک خود بخواند و راه مطاولت در پیش نهاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ٣٥٠). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.