مطاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطاوی . [ م َ ] (ع اِ) نوردهای مار، و چنین است مطاوی امعاء و شحم و بطن و جامه، مطوی واحد آن است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پیچیدگیهاو شکنها و نوردها. ج ِ مطوی . (غیاث ) (آنندراج ): «ما بقیت فی مطاوی امعائها ثمیلة و فی مطاوی درعه اسد»؛ ای فی ضمن امعائها و فی ضمن درعه . و قول حریری «و بغیتی فی مطاوی : ما ترفدون زهیده »؛ ای فی ضمن ما ترفدون . (اقرب الموارد). و رجوع به مطوی [ م َ وا ] شود.
مترادف و متضاد واژهدان
حلقهها، شکنها، لابهلا پیچیدگیها، مطویها مضامین، مضمونها