مطربه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطربة. [ م َ رَ ب َ ] (ع اِ) راه کوچک که به شارع عام پیوسته . (منتهی الارب ). راه جداگانه . ج، مطارب . (مهذب الاسماء). مَطرَب راه تنگ . (از اقرب الموارد).
مطربه . [م ُ رِ ب َ ] (ع ص ) زنی که مردان را به شادی و طرب آرد. (غیاث ). تأنیث مطرب : دوازده هزار کنیزک در سراهای او بودند از سریه یا مطربه یا خدمتکار. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٠٣). و رجوع به مطرب شود.
مطربه . [ م َ رَ ب َ ] (اِخ ) مؤلف آتشکده ٔ آذر نویسد: اصلش از دیار فرح بار کاشغر است و در خانه ٔ طغان شاه بوده است و در مرثیه ٔ آن پادشاه، پنجاه رباعی را گفته . الحق کمال دارد : در ماتمت ای شاه سیه شد روزم بی روی تو دیدگان خود بردوزم تیغ تو کجاست ای دریغا تا من خون ریختن از دیده به او آموزم . (آتشکده ٔ آذر چ سنگی ص ٣٥١).