مظنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظنة. [ م َ ظِن ْ ن َ ] (ع اِ) موضع ظن یا جای گمان بردن .ج، مَظان . (آنندراج ) (غیاث ). جای گمان بردن چیزی راکه در آنجای است . ج، مظان . (منتهی الارب ). جایی که گمان میرود چیزی در آنجا باشد. (ناظم الاطباء). مظنة الشی ٔ، جای معهود چیزی که گمان رود آن چیز در آنجاست .ج، مظان . (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط) : مطمح نظرش جای خطرناک و مظنه ٔ هلاک . (گلستان ).
مظنه . [ م َ ظَن ْ ن َ / ن ِ ] (از ع، اِ) گمان و پندارو اندیشه و قیاس و وهم و احتمال . ◄ گویاو شاید و یحتمل . (ناظم الاطباء). ◄ در تداول بازاریان ایران، نرخ . بها و نرخ تقریبی . ج، مظان و مظنه جات . (از یادداشت های به خط مرحوم دهخدا) .