مظهری کشمیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظهری کشمیری . [ م َ هََ ی ِ ک ِ ] (اِخ ) در غایت صفا و نهایت ملاحت بود. در مشهد مقدس علوم مقدماتی تحصیل کرد. خطش تازه دمیده بود که به اردوی معلا آمد و با وجود زیبایی در معاشرت با مردم میان ایشان فرقی نمیگذاشت . از اوست : عشاق محال است که آسوده نشینند گر تیغ جفا نیست خدنگ نظری هست . و نیز: رفتم که صبور باشم اما دل بر دوری نهاد نتوان پیداست که درمیان آتش بتوان شد و ایستاد نتوان . و نیز: اثر ناله به دریوزه ز دلها طلبم حاجت این است کسی را که گدای تو بود. (از مجمعالخواص ص ١٩٦).