مظهری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظهری . [ م َ هََ ] (اِخ ) از جمله شعرای سلطان یعقوب خان است و این مطلع از اوست : ای کبوتر به پیامی چو بر یار شوی منگر دانه ٔ خالش که گرفتار شوی . و نیز: آهوان را در دل از تیر تو جز پیکان نماند آمدی در شهر و در صحرا یکی را جان نماند. (مجالس النفایس ص ٣٠٤).