معاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاب . [ م َ ](ع اِ) عیب . (تاج المصادر بیهقی نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔسازمان، ورق ٦٤ ب ). عیب . مَعابَة و معیب مثل آن است . ج، معائب . (منتهی الارب ). عیب . معابة. ج، معایب . (از اقرب الموارد). ◄ جای عیب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) عیب کردن . (تاج المصادر بیهقی ). عیب ناک گردیدن . (از ناظم الاطباء).