معاتبت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاتبت . [ م ُ ت َ / ت ِ ب َ ] (از ع، اِمص ) عتاب کردن . (غیاث ). سرزنش کردن . خشم گرفتن . ملامت کردن .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : هرگاه که از جانب سلطان در آن معاتبت مبالغه رفتی از وزارت استعفا خواستی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٥٩).