معاجلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاجلة. [ م ُ ج َ ل َ ] (ع مص ) وام را بی مهلت گرفتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) ◄ شتابانیدن . (المصادر زوزنی ). ◄ زودتر گرفتن و شتاب کردن در عقوبت کسی . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). گرفتارکردن کسی را به گناهش واهمال نکردن . (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط).