معافر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معافر. [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) مردم نرم رفتار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ آن که با کاروانیان رود و فضله ٔ ایشان خورد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آن که با کاروانیان رود و از فضل ایشان چیزی بدو رسد: و لابد للمسافر من معونةالمعافر. (از اقرب الموارد). ◄ آن که از بهر مردم حج کند. (دهار). حجه فروش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
معافر. [ م َ ف ِ ] (اِخ ) پدر قبیله ای از همدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نام قبیله ای است در یمن و جامه های معافری منسوب بدان است . (از معجم البلدان ). و رجوع به اعلام زرکلی چ ٢ ج ٨ ص ١٦٨ و معافری و معافریه و ماده ٔ قبل شود.
معافر. [ م َ ف ِ ] (اِخ ) شهری است یا موضعی است به یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام شهری یا موضعی به یمن . (ناظم الاطباء). شهری است . (اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد و معافری و معافریه شود.