واژه جو

معسیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معسیة. [ م ُ ی َ ] (ع ص ) شتر ماده ای که در وی شک باشد شیردار است یا نه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). میشی که شک باشد آیا شیر دارد یا نه و راغب گوید معسیات به شترانی گویند که شیر آنها قطع شده است و امید هست که باز گردد. (از اقرب الموارد).

معنی معسیة | واژه جو