واژه جو

معصوم لاهوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معصوم لاهوری . [ م َ م ِ ] (اِخ ) بنقل تذکرة صبح گلشن فرزند قاضی ابوالمعالی است و مزارش زیارتگاه مردم لاهور. از اوست : مرده حسرت برد آن دم که بری دست به تیغ کاین عطا روزی آن است که جانی دارد. (از صبح گلشن ص ٤٣٠).

معنی معصوم لاهوری | واژه جو