معطل کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسر دواندن، چشم به راه گذاشتن، امروز و فردا کردنمترادفها و واژههای مرتبطبلاتکلیف گذاشتن، منتظر گذاشتنمعلقگذاشتندرنگ کردن، تاخیر کردن، دیر کردنواژه قبلی: معطلواژه بعدی: معطوف