معلوم الحال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~ُ لْ) [ ع. ] (ص مر.) کسی که بدی و نادرستی اش شناخته شدهاست.مترادفها و واژههای مرتبطشناختهشده، بدنامواژه قبلی: معلومواژه بعدی: معلومات