معمر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ عَ مَّ) [ ع. ] (ص.) سالخورده، کسی که عمر طولانی کرده.(~.) [ ع. ] (اِمف.) آبادان، معمور.مترادفها و واژههای مرتبطپیر، جاافتاده، ریشسفید، سالخورده، سالمند، فرتوت، کهنسال، مسن ≠ جوان، کمسالواژه قبلی: معمارواژه بعدی: معمم