معمم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ عَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) دارای عمامه.مترادفها و واژههای مرتبطدستاری، شیخ، آخوند، عمامهدار ≠ مکلاریشسفید، محترمواژه قبلی: معمرواژه بعدی: معمور