معمور کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معمور کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آباد کردن و اصلاح کردن و مرمت نمودن و آراسته کردن . ◄ مسکون نمودن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معمور کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آباد کردن و اصلاح کردن و مرمت نمودن و آراسته کردن . ◄ مسکون نمودن . (ناظم الاطباء).