معی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معی . [ م ِ عا / م َع ْی ْ ] (ع اِ) رودگانی . ج، امعاء. (مهذب الاسماء). روده . (ترجمان القرآن ) (بحر الجواهر). روده . ج، امعاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ هم مثل المعی و الکرش ؛ یعنی ایشان در نیکوحالی و ارزانیند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معی . [ م ِ عا ] (ع اِ) هر آبراهه ای که از زمین پست به سوی آبراهه ٔ دیگر رود یا زمین نرم میان دو زمین درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، امعاء. (اقرب الموارد). ◄ آب تک یعنی جای ایستادن آب در قعر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ معی الفار؛ نوعی از خرمای ردی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی از خرمای پست و ردی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).