مغداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغداد. [ م ِ ] (ع ص ) بسیارخشم از مرد و زن یا پیوسته خشم . (منتهی الارب ). رجل مغداد؛ مرد بسیار خشم و پیوسته در خشم، و چنین است امراءة مغداد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مغداد.[ م َ ] (اِخ ) نام بغداد است . (آنندراج ). لغتی است در بغداد. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.