مفاتحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفاتحة. [ م ُ ت َ ح َ ] (ع مص ) با کسی چیزی ابتدا کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (از المنجد). چیزی آغاز کردن . (آنندراج ). و رجوع به مدخل های قبل و بعد شود. ◄ با کسی دری باز گشادن . (المصادر زوزنی ). با یکدیگر در باز گشودن . (آنندراج ). ◄ با کسی به حاکم شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). با همدیگر پیش حاکم رفتن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ آسان گردانیدن بیع. (از ذیل اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ گاییدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).مجامعت کردن . (از ناظم الاطباء). ◄ تقاضانمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
مفاتحه . [ م ُ ت َ / ت ِ ح َ / ح ِ ] (ازع، اِمص ) مفاتحة. با کسی چیزی ابتداء کردن . آغاز کردن . شروع کردن . شروع . آغاز : در میان هر دوبرادر مفاتحه ٔ مشاحتی ظاهر شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٨٩). و رجوع به مفاتحة و مفاتحت شود.