مفاتحت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفاتحت . [ م ُ ت َ / ت ِ ح َ ] (از ع، اِمص ) مفاتحه . مفاتحة. گشایش کاری کردن . آغاز کردن چیزی را : و در حق ابوعلی و شفاعت در باب او به حضرت بخارا ابواب مفاتحت آغاز نهاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٦٢). به وقت مقام ناصرالدین به بلخ از جانب فخرالدوله رسولان رسیده بود و مفاتحت مکاتبت آغاز نهاده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ١٧٤). و رجوع به مفاتحه شود.