مفتتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ تَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- در فتنه افتاده. ۲- مفتون و عاشق شده.واژه قبلی: مفتتحواژه بعدی: مفتح