مفتح
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ فَ تَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) گشوده شده، باز شده. ۲- (اِ.) قلمی (شعبهای از خط عربی که از قلم ثقیل نصف ممسک استخراج شده و در نوشتن امور مربوط به دادخواهی به کار میرفته).
(مِ تَ) [ ع. ] (اِ.) کلید. ج. مفاتیح.
(مُ فَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) گشاینده، بازکننده.