مفردسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفردسوار. [ م ُ رَ س َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) یکه تاز. (آنندراج ). کسی که تنها و یکه سوار می شود. (ناظم الاطباء) : خبر داد عارض که سیصدهزار برآمد دلیران مفردسوار. نظامی . ز مفردسواران دانسته کار ز لشکر رقم کرده ای پنج هزار. عبداﷲ هاتفی (از آنندراج ). و رجوع به مفرد شود.