مفینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ فِ نِ) (ص.) بچهای که آب دماغش راه افتاده باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ فِ نِ) (ص.) بچهای که آب دماغش راه افتاده باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفینه . [ م ُ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) مف دار. بچه ای که مفش پشت لبش سرازیر است . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). مفو. مفی . آنکه آب بینی وی پیوسته روان باشد.(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفی شود.