مقاطعات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقاطعات . [ م ُ طَ ] (ع اِ) ج ِ مقاطعه . مالیاتهایی که مقدار آنها بطور مقطوع و بدون رسیدگی به میزان حقیقی آنها تعیین شده باشد : بعد از آن در باب امر خراج از مساحتها با ضمانات و مقاطعات عدول کردند. (تاریخ قم ص ١٩٠). و رجوع به مقاطعه شود.