مقاوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.) مقاومت کننده، ایستادگی کننده.مترادفها و واژههای مرتبطاستوار، بادوام، سخت، پایدار، ثابتپادارمتمکنواژه قبلی: مقاولهواژه بعدی: مقاومت