مقبره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ بَ رَ یا رِ) [ ع. مقبرة ] (اِ.)<BR>۱- گور.<BR>۲- در فارسی عمارتی که روی قبر سازند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ بَ رَ یا رِ) [ ع. مقبره ] (اِ.) ۱- گور. ۲- در فارسی عمارتی که روی قبر سازند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقبره . [ م َ ب َ رَ / رِ ] (از ع، اِ) گور. ◄ محل گور. (ناظم الاطباء). مقبرة. گورگاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ گنبد یا عمارتی که بالای بعضی از قبور سازند.
فرهنگ طیفی واژهدان
مزار، قبر، گور، آرامگاه، مدفن، لحد، الحد حرم، مرقد، آستان، بارگاه، بقعه، [گنبد]، امامزاده اهرام، بنای یادبود خاک، تربت، خاک پاک مسکن
واژگان فارسی سره واژهدان
مغاک، گور، دخمه، آرامگاه