مقدسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقدسة. [ م ُ ق َدْ دَ س َ ] (ع ص ) تأنیث مقدس . رجوع به مقدس شود. ◄ ارض مقدسة؛ زمین پاک و پاکیزه . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ): ارض مقدسة؛ زمین مبارک . (از اقرب الموارد).
مقدسة. [ م ُ ق َدْ دَ س َ ] (اِخ ) (ارض ...) ارض فلسطین و عبارت لسان چنین است : والارض المقدسة الشام . (از اقرب الموارد). و گویند عبارت است از دمشق و فلسطین، و بیت المقدس جزو آن است . (از معجم البلدان ).
مقدسه . [ م ُ ق َدْ دَ س َ ] (ع ص ) مقدس . (ناظم الاطباء). مقدسة. پاک . پاکیزه . منزه : سلام و خدمت من خادم فرماید رسانیدن به سجاده ٔ مقدسه ٔ مجلس اسمی اقضی القضاة... (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ٤٩). و رجوع به مقدس شود. - اماکن مقدسه . رجوع به اماکن شود.