مقراضک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقراضک . [ م ِ ض َ ] (اِ مرکب ) فنی است از کشتی و آن چنان باشد که هر دو پای خود را در گردن حریف انداخته زور کردن . (غیاث ). نام فنی از کشتی و آن هر دو پای خود در کمر حریف بند کرده همچون مقراض پیچیدن . (آنندراج ) : لطف گفتی که چه حلواست مراد است به جنگ گرد خلق تو و طور تو شوم مقراضک . میرنجات (از آنندراج ). قدرتم چون پا به میدان زبردستی نهد فن مقراضک همین بر پور دستان می زنم . فوقی یزدی (از آنندراج ).