مقعر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ قَ عَّ) [ ع. ] (اِمف.) گود، فرو رفته.مترادفها و واژههای مرتبطفرورفته، کاو، گود ≠ محدبعمقدار، عمیقواژه قبلی: مقعدواژه بعدی: مقفع