ملاح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکشتیبانناخدا، ملوان، دریانورد، جاشومترادفها و واژههای مرتبطجاشو، دریانورد، کشتیبان، ملوان، ناخدا، ناوبان، ناوکارشناگر، سباح، آبورزواژه قبلی: مقیمواژه بعدی: ملاحضه