ملحفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملحفة. [ م ِ ح َ ف َ ] (ع اِ) چادر. ج، ملاحف . (مهذب الاسماء). چادر شب . (دهار). و رجوع به ملحف شود. ◄ نزد مولدین، چادری که بر پشت لحاف کشند پرهیز از شوخگین شدن آن را. ج، ملاحف . (از محیطالمحیط). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
ملحفه . [ م َ ح َ ف َ / ف ِ ] (از ع، اِ) مأخوذ از تازی، چادر. (ناظم الاطباء) : دستم از این حدیث شده زیرملحفه پس چون زنان روی به دیوار آمده . عطار (دیوان چ تقی تفضلی ص ٨٢٠). و رجوع به ملحفه شود. ◄ ملافه .(ناظم الاطباء). عامه ملافه گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملافه شود. ◄ آنچه چیزی را بپوشاند و بر آن احاطه کند. (ناظم الاطباء).