منجمد شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانفسردنمترادفها و واژههای مرتبطیخ زدن، یخ بستنفسردنواژه قبلی: منجمدواژه بعدی: منجمد کردن