منجمد کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانافسرانیدن (تاریخ بیهقی)واژه قبلی: منجمد شدنواژه بعدی: منجنیق