منع
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ممانعت، جلوگیری، بازداشتن، بازداری، محاصره تحریم، مقاومت، اشکالتراشی، مشکلتراشی، کارشکنی، ابستروکسیون (آبستراکشن)، خرابکاری، سابوتاژ بستن راه، سد معبر، انسداد دستگیری، زندان، بازداشت، قلعوقمع، سرکوبی، تحدید مطبوعات، حکومت نظامی، خفقان، اختناق، تحدید کند کردن، بهتأخیر انداختن، آهستگی، فرسایش، اصطکاک، اکراه، ایستادگی، دشواری، ضدیت (تقابل) امتناع، خودداری ممنوعیت تحریم اقتصادی، بایکوت، تحریم تنباکو، بیرون گذاشتن