منقول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- نقل شده، روایت شده. ۲- مالی که قابل حرکت و جابه جا شدن باشد.مترادفها و واژههای مرتبطجابهجاکردنی، انتقالپذیر، قابلحمل ≠ غیرمنقولبازگو، روایت، نقلنقلشده، روایتشده، مرویواژه قبلی: منقوصواژه بعدی: منقی