منکوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نکاح کرده، عقد زناشویی بسته.واژه قبلی: منکوبواژه بعدی: منکوس