مهرافزای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرافزای . [ م ِاَ ] (نف مرکب ) مهرافزا. افزاینده ٔ مهر. که بیش محبت کند. که محبت و مهربانی خویش بیفزاید : هزارسال زیاد و هزار سال خوراد میی چو مهر ز دست بتان مهرافزای . فرخی . صلاحی شامل و عفافی کامل، مجالستی دلربای و محاورتی مهرافزای . (کلیله و دمنه ). همچو مستسقی بر چشمه ٔ نوشین زلال سیر نتوان شدن از دیدن مهرافزایت . سعدی . وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را. سعدی . راستی گویم به سروی ماند این بالای تو در عبارت می نیاید چهرمهرافزای تو. سعدی .