مهرپذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرپذیر. [ م ُ پ َ ] (نف مرکب ) نقش گرفته . نقش پذیرفته : در شب تیره آن سراج منیر شد ز نقش مراد مهرپذیر. نظامی (هفت پیکر ص ١١). ◄ نقش و نشان گیرنده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرپذیر. [ م ُ پ َ ] (نف مرکب ) نقش گرفته . نقش پذیرفته : در شب تیره آن سراج منیر شد ز نقش مراد مهرپذیر. نظامی (هفت پیکر ص ١١). ◄ نقش و نشان گیرنده .